
من وجان پناهه خودت کن بروبذارپای این آرزوواستم به هرکی بهم گفت ازت رد شده،قسم میخورم من خودم خواستم من وجان پناهه خودت کن برو،من اززخمهایی که خوردم پرم توبایدازاین پله بالابری توبالا نری من زمین میخورم درست لحظه ایکه توباید بری اسیریه احساس مبهم شدیم ببین بعد یک عمرپرپرزدن چه جای بدی عاشق هم شدیم برای تومردن شده آرزوم به حقی که من دارم اززندگیم نگاه کن تواین برزخ لعنتی چه مرگی طلبکارم اززندگیم به هرجارسیدم به عشق توبود،کنارتوهرچی بگی داشتم ببین پای تاوان عشقم بتو،عجب حسرتی تودلم کاشتم اگرفکراحساسمونی برو،اگرعاشق هردومونی برو تواین نقطه اززندگی مرگ هم نمیتونه ازمن بگیره تورو
ما را در سایت حرف های دل شهرزاد دنبال میکنید
برچسب: تاوان, نویسنده: بازدید: 49